طنز شهدایی
07 آذر 1400 توسط ذاكري
?یک روز فرمانده ارتش حاجے را بغل ڪرد و ڪنارش نشست، امیر عقیلے به حاج همت گفت: «حاجے! سوالی دارم، من از شما دلخورم.» حاجی گفت: «خیر باشد! بفرمائید! چه دلخوری؟» ?عقیلے گفت: «حاجے! هر وقت از ڪنار پاسگاههای ارتش از کنارما رد میشے، یک دست تڪان میدے با… بیشتر »